close
دانلود آهنگ جدید
انشا ادبی درباره زمستان گذشت و بهار آمد پایه دوازدهم - 2 انشا

انشا

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

انشا ادبی درباره زمستان گذشت و بهار آمد

 

انشا ادبی درباره زمستان گذشت و بهار آمد

انشا ادبی زمستان گذشت و بهار آمد پایه دوازدهم صفحه 32

 

 

انشا شماره 1 : 

 

 

صبح با شنیدن آواز گنجشک هایی که بر روی درخت بودند از خواب خوش زمستانی بیدار شدم ؛ پرندگان زیبا با آواز خود خبر از رایحه ی جدیدی می دادند که به تازگی به مشامشان خورده بود . آن رایحه ، رایحه ی خوش بهار بود . 

 

هنگامی که رایحه ی بهاری به مشام انسان می رسد ، انسان از لذت شوق و احساسی که به او دست می دهد گویی بال درآورده و پرواز می کند . 

 

بهار در راه است ، نسیمی خوش بو به آرامی می وزد . گویی نسیم موهای درختان را شانه می کند و برف های سفید که مانند لباس بر درختان نشسته بودند را بر زمین می نشانند . 

 

در آن هنگام باد پرده حجاب خورشید را کنار می زند و به آرامی با گرمای وجود خود زمین را در آغوش می گیرد و دانه های برفی که در زمین باقی مانده اند از شدت وجود محبت خورشید آب می شوند و به درون زمین می روند . 

 

هنگامی که درختان از خواب زمستانی بیدار می شوند به گل های کوچک تر که همانند فرزندانشان هستند ندای بهار را می دهند و گل ها از شوق بهار سر از خاک بیرون می آورند و با سلام دادن به درختان و لبخند زدن به خورشید آمدن بهار را جشن می گیرند . 

 

در آن لحظه گل با فرا رسیدن بهار برای دادن هدیه به پروانه ها و زنبور عسل ها غنچه می کند و شکوفا می شود . 

 

 

انشا شماره 2 :

 

 

هوا کم کم از شدت سرمای خود می کاهد و به پیش به سوی گرم کردن خودش و دیگران می رود؛ مردم لباس های خیلی گرم و نرم خود را که با آنها زمستانی سرد و خوب را پشت سر گذاشته اند را دیگر کنار می گذارند و آنها را آرام آرام از یاد خود بیرون می برند.

 

در قله های کوه ها برف های فراوانی مشاهده می شود که در فصل زمستان بر روی هم انباشته شده اند و خورشید با چهره ی خندان و خون گرم خود به آنها نگاه می کند و مثل این که دانه های برف از این که زمستان تمام شده است ناراحت اند و با کمک خورشید آب می شوند و به درون زمین می روند.

 

هنگامی که بیشتر دانه های برف در دامنه ی کوه آب شدند رودخانه ی را تشکیل می دهند و به پایین کوه می ریزند و مردم بسیار از وجود آن ها خوشحال می شوند چون آب تابستان آن ها را تامین کرده اند.

 

در آن هنگام درختان که در خواب خوب زمستانی زندگی خود را به پیش می بردند با صدا و بوی آب بر می‌خیزند و صدای بلند آن ها باعث می شوند تا گل ها نیز غنچه بدهند و گل ها هم موجودات را از رسیدن فصل خوب و پر نعمت خداوند یعنی بهار خبردار سازند.

 

 

نظر شما درباره ی این انشا چی هست ؟ نظر بزارید ممنونم

 

این انشا اختصاصی بوده و کپی برداری از آن برای سایت های دیگر ممنوع است .

 

 

 

 

  برای با خبر شدن از آپدیت سایت و قرارگرفتن مطالب جدید در سایت در کانال تلگرام ما عضو شوید ... برای عضویت بر روی لینک زیر کلیک کنید : 

 

 

 

برای عضویت در کانال تلگرام روی لینک روبرو کلیک کنید : http://telegram.me/anshair

 

 

 

چنان چه در عضویت کانال موفق نبودید می توانید نشانی زیر را در تلگرام جستجو کرده و به کانال ما بپیوندید : 

 

anshair@

 

 

 

مطالب مرتبط

تظرات ارسال شده

  • متن خیلی زیبا بود و ممنون از انشای خوبتون

    پاسخ : خواهش و تشکر از شما

  • خیلی خوب بود و مفید

    پاسخ : ممنون از نظر خوب شما

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی