close
دانلود آهنگ جدید
گسترش ضرب المثل آفتاب پشت ابر نمی ماند پایه دوازدهم - 2 انشا

انشا

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

 گسترش ضرب المثل آفتاب پشت ابر نمی ماند پایه دوازدهم - 2 انشا

 

گسترش ضرب المثل آفتاب پشت ابر نمی ماند پایه دوازدهم

 

 

 

گسترش ضرب المثل آفتاب پشت ابر نمی ماند پایه دوازدهم انشا شماره 1 :


آدم های بسیاری در این کره ی خاکی زندگی می کنند که در طول عمرشان مشغول به انجام دادن کارهای خوب ، چه بزرگ و چه کوچک هستند و گاهی بعضی از آن آدم ها برای همیشه به صورت ناشناس باقی می مانند .

 

 

حضرت علی علیه السلام از آن دسته آدم های با تقوایی بودند که همیشه برای کمک کردن به دیگران پیش قدم می شدند و کمک کردن ایشان به دیگران از راه های مخلتفی صورت می گرفت مثلا گاهی بخشیدن انگشترش در حین رکوع نماز به فقیری یا حتی هنگامی که مردم هر گونه سوالی داشتند از آن حضرت می پرسیدند و آن حضرت جواب کامل و صحیح و یا توضیحی قابل درک آن شخص بیان می نمودند.

 

 

 

گاهی اوقات حضرت علی علیه السلام در نیمه های شب هنگامی که رهگذری در کوچه ها عبور نمی کرد ایشان به در آن خانه های فقیر نشینی می رفتند که از قبل آن ها را شناسایی کرده بودند و برای آن ها غذا ، پول یا لباس می بردند و اینگونه به آن مردم کمک می کردند.

 

 

آن حضرت با این که در زمان خود دشمن های فراوانی نیز داشتند آما آن ها هرگز نتوانستند باعث پوشش خوبی ها و نیکی ها و یا حتی کمک های ایشان به افراد ضعیف و ناتوان شوند و اینجاست که ما هم باید درک کنیم که اگر کار خوبی انجام دهیم و یا نیازی را از شخصی بر طرف سازیم ما نیز به آرزوهایمان خواهیم رسید و کار های ما در درگاه خداوند پوشیده نمی ماند و هیچ کدام از کارهای ما بی نتیجه نخواهند بود و اینجاست که می گویند : آفتاب پشت ابر نمی ماند.

 

 

گسترش ضرب المثل آفتاب پشت ابر نمی ماند پایه دوازدهم انشا شماره 2 : 

 

 

دنیایی که ما امروزه در آن زندگی می‌کنیم پر شده است از ظلم،ستم، جنگ و نا عدالتی و همه ی ما چشم به انتظار معجزه ای هستیم که زندگی ما را دگرگون سازد.

 

اما همه ی ما انسان ها این اتفاق را نا ممکن می دانیم و هر چه زندگی ما به جلوتر حرکت می کند شاهد اتفاقات خشن تر و بی رحمانه تر می شود؛ آن هم در این قرن که انسان ها پیشرفت های زیادی در زمینه علمی کرده اند.

 

دنیا را پر از فساد و گناه می بینیم که بخاطر ارزش های دنیوی خون یک دیگر را به زمین می ریزند و در آن آدم های بسیار فقیر و ثروتمند پیدا می شوند که هر کدام از یک دیگر شکایت می کنند.

 

افراد ثروتمند به اعتقادات فقرا حمله می کنند و فقرا به ثروت های آنان که شاید از راه باطل بدست آمده باشد.

 

اما همه ی این ها را برای شما بیان کردم  تا در پایان بگویم یک روز همه ی جهان پر از صلح می شود و همه ی افراد غنی و دیگر فقیری در دنیا وجود نخواهد داشت و آری آن زمان همه بدی ها از بین می رود و آفتاب هرگز پشت ابر نخواهد مانند و امام عادل ما پرده حجاب را از رویش بر ما می گشاید.

 

 

 

نظر شما درباره ی این انشا چی هست ؟ نظر بزارید ممنونم

 

این انشا اختصاصی بوده و کپی برداری از آن برای سایت های دیگر ممنوع است .

 

 

مطالب مرتبط

تظرات ارسال شده

  • سلام ممنون از انشای خوبتون

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی