close
تبلیغات در اینترنت
انشا پایه یازدهم

انشا

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی


بازنویسی حکایت صفحه ی 122 پایه یازدهم




 

 

اصل حکایت 

یکی را شنیدم از پیران مربی که مریدی را همی گفت : ای پسر چندان که تعلق خاطر آدمیزاد به روزی است اگر به روزی ده بودی به مقام ملایکه از در گذشتی

 

گلستان سعدی

ادامه مطلب

مثل نویسی آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم پایه یازدهم صفحه ی 83

 

 

 



در شهری حاکمی بزرگ زندگی می کرد که مردمان شهر از آن حاکم بسیار راضی بودند و در آن شهر هر مردی یک هنری داشت و با آن به شغل خود می پرداخت و کسب در آمد می کرد . 

ادامه مطلب

مثل نویسی آب ریخته جمع شدنی نیست صفحه ی 83 پایه یازدهم

 

 

 

مثل نویسی آب ریخته جمع شدنی نیست



در شهری مردی زندگی می کرد که شغل خود را دزدی قرار داده بود و از این راه هر هنگامی که احساس می کرد به پولی نیاز دارد فورا از طریقی مال مردم را تصاحب می کرد تا این احساسش برطرف شود اما از آنجا که مال حرام خوردن ندارد خیلی زود هزینه های خود را صرف امور بی فایده و یا حتی درمان خود می کرد و بر میزان عطش او به شدت افزوده می شد .

ادامه مطلب

گسترش ضرب المثل آدم ترسو هزار بار میمیرد پایه هشتم صفحه ی 83

 

 

 

گسترش ضرب المثل آدم ترسو هزار بار میمیرد

 

 

 


در کشوری پسری نوجوان زندگی می کرد که همیشه به دنبال راحتی و آسایش بود و خوشبختی را  می خواست بدون کوشش و دردسر بدست بیاورد .

ادامه مطلب

گسترش ضرب المثل چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی صفحه ی 83 یازدهم



 

 

گسترش ضرب المثل چرا غاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

 

 

در روزگارا قدیم در روستایی دور دو رفیق صمیمی زندگی می کردند که شغل آن ها کشاورزی بود و از طریق پول اندکی که به دست می آوردند روزگار می گذراندند .

ادامه مطلب