close
دانلود آهنگ جدید
انشا پایه دوازدهم

انشا

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

 متن ادبی درباره یک صبح سرد و برفی زمستانی پایه دوازدهم صفحه 38

متن ادبی درباره یک صبح سرد و برفی زمستانی پایه دوازدهم صفحه 38

 

 

انشا شماره 1 :

 

مادرم صبح پنجره را با دستان پر مهر و عطوفتش باز کرد . از بیرون نسیم سردی به درون خانه وزید و صورت مرا نوازش کرد و از خواب بیدار شدم . 

 

 

ادامه مطلب

انشا ادبی درباره زمستان گذشت و بهار آمد

 

انشا ادبی درباره زمستان گذشت و بهار آمد

انشا ادبی زمستان گذشت و بهار آمد پایه دوازدهم صفحه 32

 

 

انشا شماره 1 : 

 

 

صبح با شنیدن آواز گنجشک هایی که بر روی درخت بودند از خواب خوش زمستانی بیدار شدم ؛ پرندگان زیبا با آواز خود خبر از رایحه ی جدیدی می دادند که به تازگی به مشامشان خورده بود . آن رایحه ، رایحه ی خوش بهار بود . 

 

هنگامی که رایحه ی بهاری به مشام انسان می رسد ، انسان از لذت شوق و احساسی که به او دست می دهد گویی بال درآورده و پرواز می کند . 

ادامه مطلب

مثل نویسی از دل برود هر آن که از دیده برفت پایه دوازدهم - 2 انشا

 

 

 

 

 

مثل نویسی (گسترش ضرب المثل) پایه دوازدهم

 

 

مثل نویسی از دل بود هر آنکه از دیده برفت شماره 1 :

 

در روزگاران قدیم دو پسر با یکدیگر دوست بودند . آن ها از زمان کودکی با یکدیگر بزرگ شده بودند و خیلی به همدیگر وابسته بودند . آن ها در همه کارهایشان به همدیگر کمک می کردند و اگر برای یکی از آن دو مشکلی پیش می آمد ، نفر دیگر برای حل مشکل دوستش از هیچ کمکی دریغ نمی کرد .

ادامه مطلب

 گسترش ضرب المثل آفتاب پشت ابر نمی ماند پایه دوازدهم - 2 انشا

 

گسترش ضرب المثل آفتاب پشت ابر نمی ماند پایه دوازدهم

 

 

 

گسترش ضرب المثل آفتاب پشت ابر نمی ماند پایه دوازدهم انشا شماره 1 :


آدم های بسیاری در این کره ی خاکی زندگی می کنند که در طول عمرشان مشغول به انجام دادن کارهای خوب ، چه بزرگ و چه کوچک هستند و گاهی بعضی از آن آدم ها برای همیشه به صورت ناشناس باقی می مانند .

ادامه مطلب

مثل نویسی عالم شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل گسترش ضرب المثل پایه دوازدهم صفحه 93

مثل نویسی عالم شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل


گسترش ضرب المثل عالم شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل پایه دوازدهم 



در دوران قدیم مردی در شهری زندگی می کرد که مردم آن شهر به علم های مختلف علاقه داشتند و بسیار به مطالعه می پرداختند و در بین آن مردم بزرگان زیادی وجود داشتند اما آن مرد از شغل خود یعنی دزدی کردن به زندگی خود ادامه می داد . 


 
ادامه مطلب