close
دانلود آهنگ جدید
انشا پایه نهم

انشا

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم صفحه ی 21 با موضوع فیل و فنجان

 

 

 

 

 

 

 


انشا درباره فیل و فنجان - شماره 1 : 


فیل و فنجون چیست ؟ اولین چیزی که بعد شنیدن یا دیدنه این کلمه به ذهنم خطور میکنه چی میتونه باشه؟ مثلا میتونم.بگم بعضی وقتا که تو خیابون قدم میزنم و نگاهم به دو دوست میخوره که یکی خیلی هیکلی و چاق و درمقابل دوستش لاغر و نحیف این به ذهنم میرسه و ناخودآگاه میگم اووووه دقیقا فیل و فنجون هستن .


ادامه مطلب
انشا عاقبت فرار از مدرسه

 

انشا عاقبت فرار از مدرسه - 3 انشا

 

 

کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم  درس ۶ صفحه ۸۱ با موضوع عاقبت فرار از مدرسه

 

انشا با موضوع عاقبت فرار از مدرسه

 


انشا عاقبت فرار از مدرسه شماره 1 : 


در دوران مدرسه ام به یاد دارم زمانی که در کلاس نهم درس می خواندیم یک روز آن سه درس سخت را در یک روز و در سه زنگ داشتیم که آن درس ها شامل علوم ، زبان انگلیسی و سخت ترین آن ها ریاضی می شدند .


ادامه مطلب

 

 

 

 

 


بازنویسی حکایت شخصی نزد طبیب رفت - 2 بازنویسی

 

کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم درس 5 صفحه ی 70

 


 

 

بازنویسی حکایت شخصی نزد طبیب رفت

 

 



اصل حکایت روزی شخصی نزد طبیب رفت :


روزی ، شخصی نزد طبیب رفت و گفت : شکم من به غایت درد می کند ، آن را علاج کن که بی طاقت شده ام .
طبیب گفت : امروز چه خورده ای ؟
مریض گفت : نان سوخته .
طبیب غلام خود را گفت: داروی چشم را بیاور تا در چشم او کشم .
مریض گفت : من درد شکم دارم ، داروی چشم را چه کنم ؟
طبیب گفت: اگر چشمت روشن بودی ، نان سوخته نخوردی...

لطایف الطوایف ، فخر الدین علی صفی


 

 

بازنویسی اول روزی شخصی نزد طبیب رفت :

 

 


ادامه مطلب

انشا در مورد شانس پایه نهم صفحه 21


 

انشا شانس

 

 

 

 

همه ی مردم در مورد شانس با یکدیگر اختلاف نظر هایی دارند ؛ مثلا یک نفر می گوید شانس به اتفاقاتی می گویند که بدون خبر دهی قبلی و خیلی سریع رخ می دهد و می تواند باعث خوشحالی فراوان یا ناراحتی بسیار شود . 

ادامه مطلب

 

انشا یک روز از کلاس پایه نهم صفحه 81

یک روز از کلاس

انشا پایه نهم با موضوع یک روز از کلاس 

 

یادم می آید که چند سال پیش در مدرسه ابتدایی و در کلاس پنجم مشغول به درس خواندن بودم و در آن مدرسه به ما بچه ها خیلی خوش می گذشت و به من بیشتر چون عمه ی من در آن مدرسه مدیر بود.

 

در کلاس پنجم آن مدرسه خانم معلم ما فردی بسیار مهربان و دلسوز بود و درس را با زبانی شیرن و قابل درک و فهم ما بیان می کرد و ما هم معلم خود را بسیار گرامی و بزرگ می داشتیم . 

 

 

 

ادامه مطلب